الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

22

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

ثم انه ربما 1 ) . . . و قد انقدح بذلك ان موضوع علم الاصول 2 ) : 1 ) مىگويند براى هر علمى اسم و عنوان لازم نيست بلكه يك عنوان كلى كه آن علم را به صورت اجمالى معرفى كند كفايت مىكند زيرا اسم و عنوان خاص هيچگونه دخالتى در موضوعيت آن علم و غرضى كه آن علم دنبال مىكند ندارد . [ موضوع علم اصول ] 2 ) بحث در مورد اين است كه موضوع علم اصول چيست ؟ تعاريف مختلفى براى آن ارائه شده است : 1 - آقاى جعفر سبحانى مىفرمايند : كل شئى يصلح لا يكون حجة فى الفقه و من شأنه ان يقع فى طريق الاستنباط 2 - مرحوم مطفر : علم اصول موضوع خاصى ندارد بلكه موضوع آن عبارت است از موضوعات پراكنده‌اى كه همه آنها در يك غرض مهم شريكند و آن غرض ، استنباط احكام شرعى است . 3 - محقق قمى : موضوع علم اصول را ادله اربعه با وصف حجيت و دلاليت مىدانند . 4 - صاحب فصول : موضوع علم اصول ادله اربعه با هى هى است يعنى بدون وصف دلاليت . 5 - مشهور : العلم بالقواعد المهمه لاستنباط احكام الشرعيه « 1 » به تعريف محقق قمى اشكال شده كه اگر تعريف شما را بپذيريم لازمه‌اش داخل شدن بسيارى از مسائل علم اصول ، در مبادى تصديقيه آن مىباشد .

--> ( 1 ) - تعريف مشهور از چند جهت اشكال دارد : 1 ) از جهت اخذ علم در تعريف ، كه توضيح آن در پاورقى صفحات بعد مىآيد . -